بچه چمدانی (پرنده آبی) چ1 شمیز رحلی

دامن
گل گلی گفت: «صداهای وحشتناک اومد. هول شد و پرید توی چمدان.»
شال گردن گفت: «لابد اون یکی لنگه جوراب پریده بچه چمدانی رو بغل کنه که
نترسه، اونم هول شده.»