من نمی تونم ، من نمی تونم (پرنده آبی) چ1

مامان
چند تا مکعب به برنا می دهد. برنا دو تا مکعب روی هم دارد سومی را هم می گذارد
که ... آخ ... افتاد! برنا داد می زند: برنا داد می زند: (( من نمیتونم، من
نمیتونم.))