گاوی که زبان آدم بلد شد (پرنده آبی) چ1

یک
روز خانم گاوه از دست صاحبش عصبانی شد، به سطل شیر لگد زد و آن را انداخت. شیرها
ریخت روی زمین. صاحب گاو روی شیرها سر خورد و افتاد وی زمین. سرش به سنگ خورد و
بعد...