صفحه اصلی گزارش یادداشت از نگاه آن که پشت پیشخوان است

از نگاه آن که پشت پیشخوان است

  • گزارش
  • یادداشت
  • 1976
  • خانم وکیلها
  • چاپ
فرزانه زنگیان  . در کنار پرندۀ آبی ایستاده ام و به آسمان نگاه می کنم. خورشید سنگ تمام گذاشته و هوا بسیار گرم  شده است . پاره ابرهای کوچک و بزرگ در این سو و آن سوی آسمان  ، چهره نمایی می کنند ، یکی شبیه ماهی سفید کوچکی است که در دریای آبی آسمان جست و خیز می کند ؛ دیگری مثل بادبادکی است با گوشواره های بلند و تاب دار ؛ و سومی درست شبیه تراش  گردی است که مدادی را می تراشد !
طنین صدای کودکانه ای که به فریاد شبیه است ، باعث می شود که از آسمان به زمین بیایم :  کتاب ترسناک دارید ؟ این صدا به من یادآوری می کند که  در غرفه  « پرندۀ آبی » ایستاده ام  تا به بچه ها کتاب بفروشم ، «پرندۀ آبی » نام جدید مجموعۀ کودک و نوجوان انتشارات علمی و فرهنگی است ، نامی که بوی دریا و رنگ آسمان را تداعی می کند و به دل می نشیند .
غرفه پرندۀ آبی ، خوشبختانه امسال توانسته برای حضور دربیست و هشتمین  نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در  ابتدای راهروی ۲۵ A  جایی برای خود باز کند و به دلیل نزدیکی به فضای باز ، می تواند آسمان  تهران را هم به  نظاره بنشیند . پسرکی که  کتاب ترسناک می خواهد ، همچنان منتظر جواب است . کتابی را که معمولا نوجوانان همسن او می پسندند ، معرفی میکنم ، یک جلد می خرد و به سرعت در راهرویی که  فضایش غبارآلود است ، به دنبال دوستانش می دود.
داستان گرد و غبار و گرمای راهروهای قسمت کودک و نوجوان نمایشگاه کتاب تهران ، داستان جدیدی نیست و غرفه داران به تکرار سالانه آن عادت کرده اند . ترکیب سازه های فلزی و چادرهای نمایشگاهی و راهروهای طولانی و عدم استفاده از سیستم تهویۀ مناسب ، پی آمدی  جز هوای سنگین و گرمای غیر قابل تحمل به دنبال ندارد . قصه فوم هایی که هر سال قرار است برای جلوگیری از گرد و غبار و زمین خوردن کودکان در راهروها بر زمین گسترده شود ، و راهروهایی که هر سال نمایشگاه کتاب را در فقدان فوم سپری می کنند ، قصه هایی دیرپاست !
در این فکرهایم که مادری کالسکه به دست از راه می رسد ، دختر کوچولوی زیبایی با موهای طلایی درون کالسکه لبخند می زند و دست هایش را تکان می دهد ، از پشت پیشخوان کتاب ، برایش دست تکان می دهم . به زحمت یکسال داشته باشد . مادر اما خسته است و از گرما و شلوغی می گوید و در انتها ، سوال آشنای مادران جوان را تکرار می کند : برای بچه یک ساله ، کتابی دارید ؟
شاید بتوان گفت که که این مادران کالسکه به دست پدیدۀ نوظهور سال های اخیر نمایشگاه کتاب هستند؛ بخصوص امسال حضور پررنگ تری دارند؛ به دنبال کتاب مناسب  برای فرزندان کوچک شان هستند. می خواهند پنجره های جدیدی را به روی باغ زندگی فرزندان شان بگشایند. می خواهند این کوچولوها بیشتر بدانند و زندگی بهتری داشته باشند . کارشناسان می گویند که  حوزۀ ا دبیات خردسالان، حوزه ای بسیار تخصصی است و نویسنده  ای که به این قلمرو جذاب و کمتر شناخته شده، وارد می شود، باید مهارت های فراوان داشته باشد. علاوه بر آشنایی با اصول داستان نویسی برای کودکان،  باید روانشناسی رشد و تئوری های روان شناختی کودک و راهکارهای علوم تربیتی را بداند و در نهایت بتواند با تلفیق هنر و دانش، آثاری به وجود آورد که قادر به برقراری ارتباط با کودک خردسال باشد .  
کمبود آثار مناسب برای این گروه سنی در غرفه های کودک نمایشگاه کتاب، حکایت از آن دارد که در این حوزه، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم. معمولا آن چه که ناشران به مادران کالسکه به دست عرضه می کنند، ادبیاتی است که برای سنین پیش دبستان و پنج، شش ساله ها مناسب است و آثاری که به طور تخصصی و با توجه به توانمندی ذهنی  و مراحل رشد کودکان زیر پنج سال خلق شده باشد، اگر نگوییم  نایاب که بسیار کمیاب است. در مقطع کودکان دبستانی که حالا کلاس ششم هم به آن افزوده شده است،  به طور معمول، اول و دوم و سوم دبستان در یک گروه و چهارم و پنجم  در گروه دیگری طبقه بندی می شوند . اما کلاس ششم فعلا در حالت تعلیق بین دبستان و دبیرستان به سر می برد ، چون به لحاظ مقطع تحصیلی ، در گروه دبستانی ها طبقه بندی می شود؛ اما در واقعیت ،دانش آموزان  کلاس ششم دبستان ،علاقه مند به خواندن کتاب های سال های اول دبیرستان هستند.  وقتی پشت پیشخوان  فروش کتاب  برای کودک و نوجوان  ایستاده باشی، ارتباط رو در رو  و نزدیک با مخاطب داری ، مخاطبی که به دلیل مقتضیات سنی و شاخصه های محیطی و زمانی اش ، ذائقه ای بسیار متغیر و غیر قابل پیش بینی دارد. اما پیشخوان ، این امکان را به وجود می آورد که به روز ترین اطلاعات را در این زمینه به دست بیاوری. پیشخوان کتاب  کودک خاصیت دیگری هم دارد : دائما یادآوری می کند که بعضی از نویسندگان کودک و نوجوان، ارتباط نزدیک با مخاطبان خود را ضروری نمی بینند و با اتکا به دانسته ها ی قبلی و پیش فرض هایشان در باره مقاطع مختلف سنی و تحصیلی ، مطالبی را می نگارند که اصلا مورد علاقه مخاطب مورد نظر نیست و به همین علت ، این کتاب ها روی پیشخوان باقی می ماند و به فروش نمی رود و مخاطب به راحتی از کنار آن می گذرد.
در این زمینه شاید تعدادی از ناشران نیز به روز نباشند. کودکان دنیای امروز تلاش دارند که زود بزرگ شوند و یا اینکه بزرگ تر دیده شوند . گاهی بچه های دبستانی ، قطع خشتی کتاب ها  را برای خود خیلی کودکانه می بینند و بدون توجه به محتوا ، کتاب قطع خشتی را از گزینه های انتخاب شان حذف کرده و تمایل بیشتری به قطع های رقعی و وزیری و یا حداقل فانتزی نشان می دهند اگر فقط پشت میزی در خانه بنشینی و برای کودک و نوجوان، داستان بنویسی، احتمالا به این نکته ها فکر نخواهی کرد؛ یا اگر در واحد طراحی و گرافیک یک نشر هم از دنیای کودکان غافل بمانی ، حرفی برای آن ها نخواهی داشت .  ا
ین پیشخوان کتاب است که داستان های جدیدی برای گفتن دارد. پسرکی که کتاب ترسناک می خواست ، با دوستانش باز می گردد . بیشتر غرفه ها را جستجو کرده ویک بغل کتاب  ترسناک خریده ؛ آنها را نشانم می دهد : تونل وحشت ، هیولای یک چشم ، وحشت در اعماق دریا ، قاتلی که شناخته نشد ! همه کتاب ها ترجمه هستند و هیچ تالیفی در بین آنها نیست. پسرک با کلی ذوق ، از آن ها تعریف می کند و از پیدا کردن شان خوشحال است . می پرسم : نمی خواهی داستان های ایرانی هم بخری ؟  می گوید : حوصله داستان ایرانی ندارم ! آخرش میخواد بگه درس بخون و پسر خوبی باش و حرف بزرگترا رو گوش بده ، داستان ایرانی به آدم گیر میده ، اما اینا حال میده ! اینکه چه عواملی در تولید ذائقه برای کودک و نوجوان ایرانی و پرفروش تر بودن داستان های ترجمه شده دخیل هستند ، خود بحث جداگانه و مفصلی را می طلبد ، اما در این مقوله می توان به عواملی چون عدم جذابیت داستان های ایرانی ، بی انگیزگی نویسندگان و عدم تامین مالی انان ، بی برنامگی و پراکنده کاری ناشران و برخورد همراه با تساهل بیشتر ارشاد نسبت به داستان های خارجی ، اشاره کرد.
در غرفه های ناشران اصلی کودک و نوجوان ، بیشتر کتاب های ترجمه شده گنجانده شده است؛ چون این ها به هزارو یک دلیل جذابیت بیشتری داشته و پر فروش ترند . مسلما برای ناشرانی که بعضی کتاب هایشان به تیراژ بی نظیر پانصد نسخه و دویست نسخه دست یافته است، سود تضمین شده برخی از کتاب های ترجمه شده ، حتی با وجود موضوعات و عناوین نامانوس و نامعقول وارداتی شان ، می تواند نقطه گشایشی باشد . اما به هرحال این بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران و این جا غرفه های کودک و نوجوان نمایشگاه است که شور و شوق و جمعیت در آن موج می زند ؛ جایی که کتاب ها و محصولات فرهنگی متنوعی را در خود جای داده و کودکان زیادی را از دور و نزدیک کشور به سمت خود کشانده است .جایی که می تواند و باید هر سال خود را نقد کند تا سال بعد در قامتی جذاب تر و وزین تر ظاهر شود . جایی که خواه ناخواه در یک فرایند متقابل از ذائقه کودکان ایرانی تاثیر می گیرد و بر آنان تاثیر می گذارد و چه بهتر که دراین جریان بتواند به نمایندگی از طرف دست اندرکاران عرصه تولید و نشر، دست بالا را داشته باشد.

بررسی و نظرات

فرم ارسال نظر