وب سایت انتشارات علمی و فرهنگی

کتاب «تار و پود جهان هستی» منتشر شد

  • خبر
  • اخبــار کوتاه
  • 2336
  • جمال زیتونی
  • چاپ


نویسنده : برایان گرین

مترجم: ابراهیم رفرف

 

نویسندۀ این کتاب خود را فیلسوف نمی داند اما ناخواسته و شاید هم به مقتضای ارتباط تنگاتنگی که بین فیزیک و فلسفه وجود دارد در کتابش بعضی مسائل فلسفی را مطرح کرده است. هدف بیشتر این بوده است که خوانندگان با تصویر نسبتا جامعی از آخرین نظریات علم فیزیک در بارۀ تارو پود عالم هستی آشنا شوند.

 فیزیک وفلسفه در دورۀ شکوفایی تمدن یونان شاخه های مستقلی از دانش محسوب نمی­شدند، بلکه حوزۀ واحدی از معرفت را تمثیل می­کردند. مفهوم فلسفه در جهان باستان تقریبا همه شاخه های دانش را در بر می گرفت.

سقراط نخستین کسی بود که هویت نسبتا مستقلی به فلسفه داد. اما پیگیری سیر تکوین فلسفه حکایت از آن دارد که این دانش پیوسته در تلاش برای ورود به حوزه تجربه بوده اما ابزارهای عملی برای کار را نداشته است .

  اینک به نظر می رسد که فیزیک دانان عرصه را بر فلاسفه تنگ کرده اند . استفن هاوکینگ اخیرا اعلام داشت که عصر فلسفه به پایان رسیده و علم فیزیک جای آن را گرفته است.

پس دیگر هیچ فیلسوفی قادر به ارائه نظرات نوین فلسفی نیست ،مگر آن که اشراف نسبتا جامعی بر علم فیزیک داشته باشد . نویسنده معتقد است ما انسان ها صرفا با تاثیر درونی تجارب و دریافت های فکری سرو کار داریم ، اما چگونه می توانیم مطمئن شویم که آن ها سرچشمۀ مستقلی در خارج از ذهن ما دارند؟

پيگيري سير تکوين فلسفه در سده‌هاي متمادي حکايت از آن دارد که، اين دانش پيوسته در تلاش براي ورود به حوزۀ تجربه، اما از ابزارهاي عملي لازم براي اين کار محروم بوده است و در نتيجه، سنگيني آن عمدتا در حوزه کلام تجلي ميکرده است.

در دوره شکوفائي تمدن اسلامي نيز که علم و فلسفه ارتباط تنگاتنگي با علم و فلسفه يونان باستان داشت، وضعيت کم و بيش بهمين منوال بود. تنها در آغاز دوره استعمار و بدنبال آن، دوره انقلاب صنعتي اروپا بود که علم فيزيک ابزارهاي لازم براي کاوش در حوزه‌هاي نويني از واقعيت را کسب نمود که اين امر بر سرنوشت فلسفه نيز تأثير گذاشت.

 شخصیت های مهم علمی که دنیای علم بسیار وامدار آنها است و اهمیت کار و اندیشه آنها شاید هنوز چندان که باید شناخته نشده است، در این کتاب در مرکز توجه قرار می­گیرند: ماخ و لایبنیتز.

ماخ به خاطر اندیشه‌های نسبیت گرایانه‌ زودرسش، و لایبنیتز به خاطر بسیاری اندیشه‌های پیشرو، از جمله اصل برهان کفائی، که مطابق آن، باید هر پدیده‌ای توضیحی قانع کننده در چهارچوب فیزیک داشته باشد.

پدیده فرامکانی، جزئی بنیادین از فیزیک کوانتم نیز از مضامین درخشان این کتاب به شمار می­رود. تقارن در علم موضوع علمی و فلسفی شگفت انگیزی است که به خوبی کالبد شکافی می­شود و بر اساس آن، علم در راستائی تکامل می‌یابد که بیشترین پدیده‌ها به کمک کمترین تعداد تئوریها قابل توجیه و توضیح باشد.

هم از این رو است که زعمای علم فیزیک در جست و جوی نظریه وحدت یافته‌ای هستند که باید دیدگاه‌های نسبیت عام و مکانیک کوانتم را از منظری واحد و از پشت یک تریبون بیان کند.

 

 

این کتاب در درجۀ اول برای مطالعۀ گروه وسیعی از خوانندگانی تدوین شده است که آموزش خاصی را در رشته های علمی نگذرانده اند و با این حال علاقه آن ها به درک نحوه کارکرد جهان این انگیزه را برایشان ایجاد می کند که به شناسایی برخی از مفاهیم پیچیده و بغرنج برخیزند.

نمی توان گفت که نویسنده توانسته تمامی مسائل مربوط به زمان و مکان  که از مهم ترین مباحث فیزیک نوین هستند را پوشش دهد؛ اما  بر مسائلی تمرکز کرده که در درک واقعیت از منظر دانش نوین نقش محوری دارند.

 کتاب از شانزده فصل تشکیل شده و در فصل های مختلف ، گام به گام خواننده را با خود همراه کرده و از مباحث ساده تر آغاز و به موضوعات پیچیده تر منتهی می شود و این امر بخصوص برای خوانندۀ غیر متخصص در این وادی ، بسیار مفید است.

خواننده با عنوان های مهم و تامل برانگیزی همچون واقعیت به مفهوم کلاسیک، واقعیت از دید نسبیت، درک های متفاوت از زمان، فضا و زمان در هزارۀ سوم، پاسخ نظریۀ کوانتوم، توهم باستانی در بارۀ گذشته و حال و آینده، آیا زمان جاری است؟ معمایی که باقی است، گذشته از دیدگاه مکانیک کوانتوم، اینشتین و مسئلۀ دافعۀ گرانشی، آیا می توان تشکیل کائنات را شبیه سازی کرد؟ آیا سفر به گذشته امکان پذیر است؟ جابجایی فضا در جهان کوانتومی، سرچشمه های کیهانی، جهانگردی در مقیاس کیهانی مواجه می­شود.

نویسنده همچنین در باره بحث انگیزترین خصوصیت مکانیک کوانتوم که اصل عدم حتمیت است صحبت می کند. احتمالات و توابع موج ، بدون تردید روش های کاملا نوینی محسوب می شوند؛ اما شاخص افتراق ما از فیزیک کلاسیک ، اصل عدم حتمیت است.

عدم حتمیت کوانتومی موجب می شود که اجسام ریز در قلمرو متلاطم و لرزانی موجودیت داشته باشند. اگر منطقه ای از فضا از هر چیزی خالی باشد آیا بدان معنا نیست که چیزی وجود ندارد که دچار لرزش بشود ؟

 

جولانگاه فیزیک کوانتم در گذشته در حوزۀ ذرات بنیادین بود، اما این علم امروزه جزء لا ینفکی از کیهان‌شناسی بوده و در واقع کیهان‌شناسی غیر مبتنی بر فیزیک کوانتم «محلی از اِعراب» ندارد.

کالبد شکافی بیگ بنگ در این کتاب به صورتی استادانه صورت گرفته و نویسنده کتاب، ضمن معرفی گام به گام نظریۀ انفجار تورمی در برابر نظریه بیگ بنگ متعارف، ما را با یکی از مهم‌ترین مراحل تاریخ جهان هستی آشنا می­کند.