صفحه اصلی خبر اخبــار کوتاه «از قهوه خانه تا کافه» نشان می دهد رفتن به کافه برای افراد چه معنایی دارد

«از قهوه خانه تا کافه» نشان می دهد رفتن به کافه برای افراد چه معنایی دارد

  • خبر
  • اخبــار کوتاه
  • 144
  • 29 تی‍ 1399
  • چاپ

از قهوه خانه تا کافه

نویسنده : هاله میرمیری

۱۵۳صفحه

قیمت ۲۵ هزارتومان

این کتاب با آوردن پرسش و پاسخهایی از کافه‌روهای امروزی به نتایج جالب میدانی دست یافته است. سوال های ساده ای که می‌توانند هویت کافه امروزی را روشن کنند، سوالاتی از این دست که "واژۀ کافه چه تصاویری به ذهنتان متبادر می‌کند؟"

نکته‌ی جالب این است که تصویر کافه، با تمام معانی گسترده‌ای که برای افراد دارد، عمدتاً ذیل دو کلمه یعنی قهوه و سیگار معنا می‌شود، هرچند معانی دیگر همچون راحتی، آرامش و ارتباط با دیگران نیز آن را همراهی می‌کنند .

افزایش تعداد کافه‌ها حکایت از آن دارد که جامعه به سمت پاسخگویی به نیازهای مصرفی جدیدی می رود که بیش از آنکه بخواهد نیازی ضروری و حیاتی باشد، یک نیاز فرهنگی است.  مهرداد ناظری در مقالۀ خود تحت عنوان  فراموشخانۀ موقت جوانان می نویسدگسترش پاره فرهنگ ها تنوع سلایق و عقاید نشان دهندۀ آن است که کافه ها و کافی شاپ ها می توانند پاسخگوی نیازهای ثانویه جوانان باشد.

هاله میرمیری از نوشتن کتاب از قهوه خانه تا کافه، سعی بر آن داشته تا به این مهم برسد که رفتن به کافه برای افراد چه معنایی دارد. معانی مانند تعامل با دیگران و آشنایی با زیست ‌جهان افراد نا آشنا، تجربه ی لحظات ناب و... . میرمیری به این نتیجه میرسد که در عصر حاضر افراد با رفتن به کافه ها معانی خاصی در سر می‌پرورانند. او در سراسر نوشتار سعی داشته تا مختصات این معانی را برای مخاطبان خود تشریح کند. کافه رفتن کنشی عام و بر حسب تصادف نیست، بلکه رویدادی ست که افراد خاص با تعاریف خاص و در برشی خاص از زمان و فضای خاص انجام میدهند.

حدود ۴۰۰سال از ورود نخستین قهوه خانه ها به ایران می‌گذرد و امروزه این مکان منزوی‌ترین و کمرنگ‌ترین مکان موثر در گرد آوردن توده‌های پراکنده و تمیز شده است.

قهوه‌خانه‌ها از سالیان دور برای گذراندن اوقات فراغت مردان و یک مرکز مهم ارتباط جمعی بود. از این رو بسیار در اشاعه‌ی اخبار و برخی آداب نقش داشته‌اند. ناگفته نماند که بسیاری از تصمیمات مهم سیاسی هم در قهوه‌خانه‌ها و بعد تر در کافه‌ها گرفته میشد. قهوه‌خانه در ابتدای پیدایش محل تجمع قشر مرفه جامعه بوده و تا اواخر عمر شکوه خود محل بحث و گفت و گوی اجتماعی، سیاسی و ادبی نویسندگان، منتقدان و شعرای بزرگ بود، اما به تدریج مرکز سرگرمی و جایگاه تماشای اعیان خواص و یا محل استراحت عامه مردم شد.

قهوه‌خانه محیطی مردانه بود که در میان دود و دم و صدای قلیان‌های قجری می‌نشستند ، چای می‌نوشیدند و فرهنگ عامه را رقم می‌زدند . امروزه اما کافه‌، محیطی چند‌صدایی مزین به نور و موسیقی خاصی‌ست که نسبت به گذشته طراحی داخلی متفاوتی هم پیدا کرده است و بیشتر برای گذراندن اوقات فراغت استفاده می‌شود .

قهوه‌خانه‌ها در دوره‌ی صفوی شکل گرفتند و مکانی بسیار مجلل به حساب می‌آمدند که پادشاهان هم در آن رفت و آمد داشتند. از این رو قهوه‌خانه‌ها حتی محل خاصی با نام شاه نشین داشتند. بنابراین این مکان‌ها در ابتدا برای خوش نشینی‌های شاهان و بالا دستان بوده و به آرامی راه برای شاعران، هنرمندان و سخنوران به عنوان اهالی جدید آن‌ها باز شد.

این مکان همچنین محل رفت و آمد علما نیز بود، تا جایی که شیخ بهایی با حضور در قهوه‌خانه‌ها و شرکت در مجالس بزم و شاهنامه‌خوانی، از طرف دیگر روحانیون مورد انتقاد شدید قرار می‌گرفت.

مقامات مذهبی در مکه، قاهره و استانبول نیز تلاش کردند تا از ورود قهوه به کشورشان اجتناب کنند. آنها نوشیدن قهوه را مانند الکل تخدیر کننده و کیف آور می‌دانستند، از این رو آنرا حرام اعلام کردند. با این همه در دوران سلطان مراد چهارم رساله‌هایی درباره‌ی حلال بودن آن نوشته شد و همچنین حضور شیخ بهایی و میرداماد در کمرنگ کردن اعتراضات تاثیر گذاشت تا آنجا که از سوی پادشاه تقدیر شایانی از آنها شد.

در دوره‌ی قاجار با انتقال پایتخت از اصفهان به تهران، چای جای قهوه را گرفت و استعمال قلیان بیشتر شد. همچنین با مجاورت زورخانه‌ها در کنار قهوه‌خانه‌ها به تقویت روحیه ی ملی و مذهبی افراد کمک بسیاری شد. در دوره‌ی قاجار تنها زنانی که نگاه جامعه را بر خود پذیرفته بودند به قهوه‌خانه‌ها رفت و آمد داشتند. در این میان ممکن بود یک زن مالک قهوه‌خانه باشد، قهوه‌چی استخدام کند و از حاصل کار بهره ببرد.  اشرف الملوک فخرالدوله نمونه‌ی خوب این ادعاست‌. چنانچه رضاشاه درباره ی او میگفت قاجار یک مرد و نیم داشت. مردش فخرالدوله و نیم مردش آقامحمدخان بود.

کافه‌نشینی در عصر حاضر نشانه‌ی خاصی از مدرنیته است. امروزه کافه‌ها در میان زیست ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارند.  اسکمبلر  و  جورا در کتاب جامعه‌ی کافه سعی بر بیان این نکته داشتند که کافه ها سهم عظیمی در ساختن زندگی اجتماعی و فردی افراد در جهان مدرن امروزی دارند. آنها کافه را به مثابه  جایگاه سوم می‌دانند؛ جایی میان خانه و محل کار به عنوان بهشتی برای استراحت کردن. مکانی برای تجدید قوای تازه و فرار از کارهای تکراری و ملال‌های روحی روزمره. کافه‌های امروزی سمت و سویی ست برای برقراری تعامل و ارتباطات انسانی بی چشمداشت.

کافه فضایی ذهنی‌ست. اتمسفری تشکیل شده از افراد و تفکراتشان که اندیشیدن به شمایلی خاص را می پرورانند. کافه‌های امروزی مکان‌هایی هستند که می‌شود در آن‌ها به احساسات پاسخ گفت، نشست و به گذشته و حال و آینده خیره شد و در غم و شادی دیگری شریک شد. در  جایگاه سوم قسمی مطرح می‌شود به نام  پاتوق نشینان که در احساسات هم شریک می‌شوند. کافه‌ها در عصر حاضر به نام روشنفکران گره خورده است. به گونه ای که کتابخوان‌ها و هنرمندان و مدعیان اندیشه را به این سمت می‌کشاند .

چاپ نخست کتاب از قهوه خانه تا کافه در سال ۹۸ با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه زیر مجموعه ی کتابهای تحت عنوان مردم نگاری زندگی روزمره در ۱۵۳ صفحه توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

 

 

بررسی و نظرات

فرم ارسال نظر