صفحه اصلی خبر مصاحبه و گفتگو مصاحبه با شیرین صفایی مولوی مترجم کتاب مسافر کشتی پولارلیس

مصاحبه با شیرین صفایی مولوی مترجم کتاب مسافر کشتی پولارلیس

  • خبر
  • مصاحبه و گفتگو
  • 272
  • 21 اس‍ 1397
  • چاپ

 

 


در سال هاي اخير داستان هاي پليسي و جنايي همواره در صدر فهرست كتاب هاي پرفروش قرار داشته اند. فراز و فرود بسيار و غافلگيري هاي معمول در اين نوع داستان ها احساسات مخاطب را به خوبي درگير مي كند و از مهم ترين عوامل جذابيت آن ها به شمار مي آيد.

 

البته، با وجود نويسندگان متبحر و بنامي چون سر آرتور كانن دويل و آگاتا كريستي، اين دست داستان ها تا سال ها فقط آثاري سرگرم كننده محسوب مي شدند كه با هدف جذب عامه ي مردم به نگارش در مي آمدند.

 مدت درازي طول كشيد تا جايگاه گونه اي جدي در ادبيات نصيب ادبيات جنايي شود؛ و از برجسته ترين نويسندگاني كه در اين ارتقاء مرتبه نقش ايفا كردند، ژرژ سيمنون نويسنده ي پركار بلژيكي بود. با آن كه او را آگاتا كريستي فرانسوي هم ناميده اند، آثارش هويتي متمايز داشت و لايه هاي بيشتري به مخاطب عرضه مي كرد. واكاوي روانشناسانه ي شخصيت ها يكي از مهم ترين اين لايه ها بود. ويليام فاكنر اورا مشابه چخوف مي دانست و آندره ژيد، نويسنده ي شهير و برنده ي جايزه ي نوبل، او را بزرگ ترين نويسنده ي فرانسوي زبان قرن بيستم توصيف مي كرد.


از اين نويسنده، به تازگي كتاب "مسافر كشتي پولارليس" در انتشارات علمي فرهنگي به چاپ رسيده و روانه ي بازار كتاب شده است. با مترجم اثر گفتگوي كوتاهي كرده ايم كه در پي مي خوانيد.


- چه شد كه اين كتاب را براي ترجمه انتخاب كرديد؟


- مهم ترين دليل علاقه ي شخصي ام بود به اين گونه داستان ها و هم چنين اهميت و شهرت نويسندۀ كتاب كه در ايران هم به ويژه ميان علاقمندان به ادبيات پليسي و جنايي نامي كاملا شناخته شده و پرطرفدار است.

ژرژ سيمنون را مي شود از دو جنبه و خصوصا از اين لحاظ كه كارش هر دو جنبه را با هم داراست، استثنايي به حساب آورد. اول اين كه ايشان به شكل عجيبي پركار بوده و حدود پانصد رمان و شمار بسياري آثار كوتاه از او به جا مانده است.

بسياري از آثارش به بيش از پنجاه زبان ترجمه شده كه ميان نويسندگان فرانسوي زبان قرن بيستم ركورد محسوب مي شود و طبعا اقتباس هاي سينمايي و تلويزيوني از داستان هايش هم فراوان بوده است. به نظر من جنبه ي مهم تر كار اين نويسنده كيفيت بالاي ادبي آثار اوست. داستان هاي او در زمان خود به عنوان آثار روشنفكرانه ي اين گونه ي ادبي شناخته مي شدند؛ مثلا با اين كه در بيش تر داستان هاي اين گونه آدم ها به شكل تيپ ظاهر مي شوند، در آثار سيمنون، مثل آثار نويسندگان تراز اول، شخصيت پردازي جدي داستاني جايگاه ويژه دارد.


- ممكن است كمي در مورد ويژگي هاي اين داستان توضيح دهيد؟


-بهتر است ابتدا يادآوري كنم كه بخش عمده ي شهرت اين نويسنده به آفرينش شخصيت معروفش، بازرس مگره، مربوط مي شود. او در مجموع ٧٥ رمان و ٢٨ داستان كوتاه حول محور اين شخصيت نوشته است؛ ولي خودش مي گويد اين داستان ها را بيشتر به اصرار ناشران ادامه مي داده.

علاقه ي شخصي او بيش تر معطوف به آن دسته از داستان ها بوده كه با تمركز بر گرفتاري ها و سرگشتگي هاي انسان ها در جامعه ي مدرن نوشته است. كتاب "مسافر كشتي پولارليس"  او كه در سال ١٩٣٢ هم نامزد جايزه ي معتبر ادبي "رونودو" شده، به هر حال در دسته آثار جنايي اش جاي مي گيرد، با اين تفاوت كه در آن از كارآگاه معروفش، مگره، خبري نيست؛ و شايد از اين حيث اولين اثر چاپ شده ي او در ايران باشد. از داستان هاي بازرس مگره تعداد قابل توجهي قبلا ترجمه و منتشر شده است. 


براي شخص من يكي از جذابيت هاي مهم داستان محدود بودن مكان اتفاق ها به فضاي داخل كشتي اي ميان دريا بود. اين موقعيت باعث مي شود كه ايفاي نقش بازرس آگاهي در واقع بر دوش ناخداي كشتي بيفتد... در اين اثر هم، مثل باقي آثار ژرژ سيمنون، تبحر او در فضاسازي  و  ترسيم رابطه ي ميان شخصيت ها و به ويژه توجه به بعد رواني آن ها به خوبي خودنمايي مي كند.


-
لطفا کمی هم در باره کارهای قبلی و بعدی تان توضیح بدهید


- تا به حال كار ترجمه ي من بيش تر در حوزه ي كودك و نوجوان بوده. زماني كه شروع به كار كردم، پسرم به سنين علاقه به مطالعه رسيده بود و شايد خواه ناخواه اين مساله در انتخاب هايم براي ترجمه و گرايشم به حيطه ي ادبيات كودك و نوجوان بي تأثير نبود. 

 

ضمنا چاپ كتاب بزرگسال در دوره اي مشكلات خاص خود را داشت، به طوري كه ترجيح دادم ترجمه و چاپ اين كتاب را كه در واقع اولين اثر انتخابي من براي ترجمه بود مدتي به تعويق بيندازم. در حال حاضر عضو انجمن نويسندگان كودك و نوجوان هستم. با آن كه به دليل مشكلات شخصي چندان پركار نبوده ام، كارهاي چاپ شده ام در مجموع خوشبختانه مورد توجه و تشويق قرار گرفته اند و بعضا نامزد جايزه بوده يا به فهرست هاي معتبر اين حوزه مثل "لاكپشت پرنده" راه پيدا كرده اند.

 در حال حاضر سرگرم ترجمه ي رماني براي نوجوانان هستم؛ ولي به هر حال در صددم لااقل گه گاه به سراغ داستان هايي براي بزرگسالان بروم. از همين نويسنده آثار خوب بسياري هنوز به فارسي برگردانده نشده و چه خوب است كه در كنار داستان هاي بازرس مگره ديگر آثار ارزشمند او هم مورد توجه مترجمان و ناشران قرار بگيرند.


-
به نظر شما مشکلات حوزۀ ترجمه در ایران چیست ؟

 
- يكي از اين مشكلات مساله ي ترجمه هاي موازي است. حيف است كه هيچ ضابطه اي براي پيشگيري از اين اتفاق وجود ندارد. خوشبختانه دست كم در مورد زبان هاي غير انگليسي اين مشكل كم تر است و به همين دليل خود من ترجيح مي دهم بيش تر آثار فرانسوي را براي ترجمه انتخاب كنم.

مشكل مهم ديگر پايين بودن كيفيت ترجمه در بسياري از آثار موجود در بازار است. اين نظر را نه لزوما به عنوان مترجم بلكه به عنوان كتابخواني كنجكاو و علاقمند عرض مي كنم و در واقع گله ي بسياري از كتابخوانان است.

البته شايد عده ي بسياري از همين خوانندگان با نثر روان فارسي راضي شوند و اصلا متوجه كاستي هاي مربوط به رعايت امانت در ترجمه و تطابق با متن اصلي نباشند، در حالي كه قسمت عمده ي سختي كار ترجمه به همين مساله مربوط مي شود و وسواس و تعهد مترجم را در كنار نظارت دقيق تر ناشران مي طلبد.

 

 

بررسی و نظرات

فرم ارسال نظر