صفحه اصلی خبر رویدادها کتاب «حافظۀ شهری تاریخ و فراموشی در شهر مدرن» به چاپ دوم رسید

کتاب «حافظۀ شهری تاریخ و فراموشی در شهر مدرن» به چاپ دوم رسید

  • خبر
  • رویدادها
  • 1648
  • 02 دی 1396
  • چاپ

حافظۀ شهری  تاریخ و فراموشی در شهر مدرن

نویسنده: مارک کرینسون

مترجم: رضا نجف زاده

کتاب حافظۀ شهری تاریخ و فراموشی در شهر مدرن که بهار سال 1396 توسط انتشارات علمی و فرهنگی و با مشارکت معاونت امور اجتماعی و فرهنگی ادارۀ کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی منتشر شده بود با استقبال گستردۀ مخاطبان خود روبرو شد؛ به شکلی که پاییز سال جاری، دومین چاپ کتاب بر روی پیشخوان کتابفروشی ها جای گرفت.

ایده‏ی اصلی کتاب این است که  در خصوص شهرها و رابطۀ آن‏ها با گذشته اتفاقاتی افتاده است. از آن‏جا که گذشته در همه جا هست و در هیچ کجا نیست.

 موضوعی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم وجود گروه‏های خویشاوندی، انجمن‏های حفاظتی، تبارشناس، موزه، مورخ حرفه‏ای و غیرحرفه‏ای، مناطق حفاظت شده و بناهای ثبت شده است.  در مقدمه نویسنده سعی می‏کند درکی اولیه از رابطۀ میان حافظه، حافظۀ شهری و تاریخ نشان دهد.

  بنابراین ناچار است تعریفی از آن‏ها ارائه دهد. و تعریف هالبواکس از تاریخ مهم شمرده می‏شود که آن را به منزلۀ روایتی موثر و به کلی عقلانی از گذشته می‏داند و در مقابل حافظه عمیقا با تجربۀ جمعی پیوند می‏خورد. و در این جاست که ماهیت جمعی حافظه‏ی مورد نظر هالبواکس آن را تابع فضای جمعی شهر می‏سازد.

 در تعریف هالبواکس تفکر هلگی نمود دارد.  مدرنیسم اهمیت دارد از آن‏جا که از خلال توسعه باعث شد تاریخ  به وسیله‏ی حافظه به چالش کشیده شود.  مدرنیسم برای زدودن حافظه از شهر تلاش کرد و با شهرنشینی پیشین تقابلی دیالکتیکی داشت. و در حال حاضر ما در حال وارد شدن به حافظۀ دیگری شده‏ایم که شهر مدرنیستی که حافظه را نفی می­کرد اکنون خودش به واسطه شهر پسامدرن به یاد آورده می شود و غیاب شهر قدیمی تر  آزاردهنده است.

 این امر ما را دچار بحران حافظه کرده است. البته این بحران حافظه  بر کار بسیاری از مدرنیست ها از بودلر و پروست گرفته تا فروید و بنیامین سایه افکنده است.

  حالا چندان مطمئن نیستیم که حافظه در شهر معاصر  جایی داشته باشد. کتاب  از هشت فصل تشکیل شده  که نویسنده فصل اول آن کلر پاجاکژکوفسکا و عنوان فصل «حافظۀ شهری/ فراموشی حومه» است.

نویسنده با حرکت از این فرضیه که آگاهی و خاطرات وقتی تجربه های  شرم‏ آور و دشوار را کنار یا پس می‏زند و تفکر جذب ایده‏ ها، تصویرها و اندیشه­های مطمئن تر می‏شود. دقیقا در این جا تضاد میان افکار پیدا و پنهان  نیروی پویایی است که می‏تواند در شکل ساخته شدن تاریخ مفید باشد.

این فرضیه در واقع کاربرد نظریه اولیه فروید دربارۀ حافظه است که نویسنده حافظۀ شهری و پیراشهری را با این نظریه به کار می‏برد. تجربه تاریخی و مکانی را به مثابه‏ی تجربه‏ای متنی در نظر گرفته شود. در این فصل به سه متن (چیدمان مکان ویژه لوبینا هیمید، دیواری آجری در دتفورد، رمان استرلیتز) در حوزه هنر، معماری و ادبیات می‏پردازد که رابطه‏ی میان یادآوری ذهنی و جمعی را نشان می‏دهند.

در این متن‏ها نشان داده می‏شود که واقعیت‏های دردناک از تاریخ زدوده شده‏اند. هیمید روابطی را نشان داده که هنر، پوشش، صنعت، کار، تولید، الگوها، دکوراسیون، نمایش، کار خانگی، بردگی و زنانگی را به هم پیوند می‏دهد.

 هنگامی از دیوار حرف می‏زنیم گویی از منطق دوتایی ای سخن می‏گوییم که اشتراوس، بارت و مری داگلاس مجذوب آن بودند. مرز قبل از این که در شکل معماری یا مادی تجلی پیدا کند وضعیتی خیالی است که فرهنگ و جامعه به آن قدرت مادی و تاریخی داده‏اند.

 

بررسی و نظرات

فرم ارسال نظر