صفحه اصلی خبر اخبــار کوتاه ادبیات کودک ما از مخاطب دور شده است.

ادبیات کودک ما از مخاطب دور شده است.

  • خبر
  • اخبــار کوتاه
  • 2110
  • 31 مر 1396
  • چاپ

اشاره :

محمدرضا شمس از نویسندگان موفق حوزۀ ادبیات کودک است و در طی سالیان طولانی فعالیتش در این حوزه، آثار ارزشمند و جذابی برای کودکان خلق کرده است.

او در سال ۱۳۳۶ در محلۀ شاهپور تهران به دنیا آمده و در سال های نوجوانی و جوانی با اعضای گروه تئاتر نازی آباد که پرویز پرستویی هم همراهی شان می کرده است، چند نمایش را به روی صحنه برده است.

از همان زمان نگارش داستان و شعر برای کودکان را هم آغاز کرده و نوشتن بعضی از برنامه های گروه کودک سیما ، مثل هادی و هدی و قصه های کوچۀ ما را بر عهده داشته است.

شمس هم اکنون ساکن تهران است و همچنان برای کودکان داستان می نویسد. مصاحبۀ ما را با ایشان ملاحظه می فرمایید :

  • به نظر شما آنچه که نویسندگان حوزۀ کودک در حال حاضر به عنوان ادبیات این حوزه می نویسند، توانسته با کودک ایرانی نسل جدید ارتباط برقرار کند ؟

 

  • من فکر می کنم ما مقداری از مخاطب دور شده ایم و نویسندگان کودک، نیاز مخاطب را نمی شناسند . کودکان تغییر کرده اند و نویسنده هم باید بتواند در کارش تغییر به وجود آورد. البته تعدادی از نویسندگان کودک تلاش کرده اند که در خلق آثارشان به کودکان نزدیک تر شوند و در این راه موفق بوده اند.

نکته این جاست که ما در جامعه ای زندگی می کنیم که پند و اخلاق در آن حرف اول را می زند و ادبیات کودک ما قبلا پر از پند و اندرز بود. الان بچه ها این روش را دوست ندارند و نویسنده ها هم تلاش می کنند از قالب های جدید استفاده کنند.

 

بچه ها به شادی و سرگرمی و هیجان نیاز دارند . به همین علت نویسنده های ایرانی به سراغ ژانرهای جدید مثل ژانر وحشت و یا کمدی بیشتر روی آورده اند.

از طرف دیگر نویسندگان جوان با ایده های جدید وارد گود شده اند، این فضا باعث شده ادبیات کودک رونق بیشتری پیدا کند و به مخاطب نزدیک تر شود .

 

  • اما آمار می گوید که همچنان آثار ترجمه شده فروش بیشتری نسبت به تالیف دارد. چرا این اتفاق افتاده است ؟
  • مترجمی که می خواهد کتابی را ترجمه کند از بین ده ها داستان خارجی ، یکی را گلچین و بهترین را انتخاب می کند. آن کتاب هم امتحان خودش را پس داده و برای بچه ها جذاب بوده است و طبیعتا در اینجا هم برای کودک جذاب و خواندنی است.

مثلا بیشتر کتاب هایی که جایزه گرفته اند.برای ترجمه انتخاب می شوند و این کتاب ها جالب توجه و کودک پسند بوده اند.

نکتۀ دیگر اینکه به هر حال داستان و رمان کودک به شکل امروزی اش از آن طرف آب آمده  و وارد ادبیات ما شده اند و طبیعی است که آن ها سابقۀ بیشتری دارند و در این زمینه موفق تر از ما عمل می کنند.

دیگر اینکه نهادهای ادبی ما  برنامه ریزی خاصی برای تشویق بچه ها به کتابخوانی ندارند، اما غربی ها از همه امکانات بخصوص فضای مجازی برای تبلیغ کتاب هایشان استفاده می کنند و حتی خوانندۀ ایرانی هم از طریق همین تبلیغات خوب، با کتاب آن ها زودتر و بهتر آشنا می شود.

متاسفانه کتابخانه های مدارس هم جز کتاب درسی و آموزشی ، کتاب دیگری در دسترس بچه ها نمی گذارند و به ندرت کتاب های خلاق در کتابخانه های مدارس وجود دارد. فضای مجازی هم بشدت وقت بچه ها را گرفته و در مقابل تیراژهای وسیع کتاب های خارجی ، شمارگان ما به پانصد و هزار رسیده است.

به طور کلی بچه ها از طریق رسانه های داخلی و فضای مجازی هم بیشتر با کتاب خارجی آشنا می شوند تا کتاب ایرانی.

موضوع دیگر اینکه ما ژانرهای مختلف را کار نکرده ایم و محدودیت موضوع داریم و این عامل هم جذابیت کتاب های تالیفی را کم می کند.

 

  • جامعۀ ما و به دنبال آن کودکانمان کتابخوان نیستند. در این مورد باید چه باید کرد؟

-بحث مطالعه از خانواده شروع می شود و ادامه پیدا می کند. اگر پدر و مادر کتاب نخوانند و در خانه کتاب وجود نداشته باشد ، چطور می توان از کودک انتظار کتابخوانی داشت؟ باید برای بچه وقت بگذارید، برایش یا با هم قصه بخوانید.

 قدیم ها در خانواده ها قصه گویی رواج داشت، پدر و پدر بزرگ و مادر و مادر بزرگ و نسل های مختلف در کنار هم بودند، ارتباط برقرار می کردند و بزرگترها قصه می گفتند. اگر شما شب ها برای کودک قصه بخوانید ، حداقل دو نسل در کنار هم حضور و با هم تعامل دارید.

به خاطر همین مسئلۀ ساده، الان ارتباط های عاطفی قطع شده و ما زبان بچه ها را نمی فهمیم. خود والدین هم باید کتاب بخوانند ،آنها می توانند بهترین الگوی کودک باشند.

صدا و سیما و نهادهای فرهنگی هم باید برای معرفی کتاب ها به شکل امروزی تلاش کنند تا علاقه و انگیزه مطالعه ایجاد شود.

 تیم های قوی شامل نویسنده و شاعر و جامعه شناس و روانشناس و برنامه ریزان فرهنگی تشکیل شود و ایشان بررسی کنند که راه های اجاد انگیزه و علاقه مندی به مطالعه در کودکان چیست و راهکار ارائه دهند.

 

 نظرتان در بارۀ انعکاس فراز های تاریخی مهم چون انقلاب و دفاع مقدس در داستان های کودکان چیست ؟ آیا این عامل می تواند جذابیت بیشتری در این داستان ها به وجود بیاورد ؟

  • به نظر من برای ادبیات نمی توان محدودیت موضوعی قائل شد، اما این نکته مهم است که ادبیات باید ادبیات باشد و هر موضوعی در داستان مطرح می شود، ادبیات باید برآن حاکم باشد.

مثلا در فیلم باشو غریبۀ کوچک ، فیلم نگاه هنری به جنگ دارد و شما از دیدن آن لذت می برید. یا کتاب جنگ و صلح تولستوی با محوریت موضوع جنگ نوشته شده ، اما اول ادبیات بر کتاب حاکم است .

به همین شکل می توان موضوع جنگ را به شکلی در ادبیات مطرح کرد که مخاطب لذت ببرد و جنبۀ هنری و ادبیاتی آن حفظ شود. به هر حال زندگی مجموعه ای از این اتفاقات است و هر چیزی که از بازگویی واقعیت ها حذف شود، می تواند به ضرر کودک باشد.

 

 

 

بررسی و نظرات

فرم ارسال نظر